سَبُک – چراغ ایران زندگی کامیون راننده

سَبُک – چراغ: ایران زندگی کامیون راننده فوتبال کامیون رانندگی اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات

گت بلاگز اخبار سیاست خارجی گزارش مینت پرس از اسناد کنگره راجع به هزینه‌های صدها میلیون دلاری آمریکا علیه کشور عزیزمان ایران

یک پایگاه اینترنتی خبری آمریکایی با استناد به مدارک و آمار و ارقام‌های وزارت امور خارجه و کنگره آمریکا از بودجه‌های صدها میلیون دلاری این کشور به خاص از سال ۲۰۰

گزارش مینت پرس از اسناد کنگره راجع به هزینه‌های صدها میلیون دلاری آمریکا علیه کشور عزیزمان ایران

گزارش مینت پرس از اسناد کنگره راجع به هزینه های صدها میلیون دلاری آمریکا علیه ایران

عبارات مهم : ایران

یک پایگاه اینترنتی خبری آمریکایی با استناد به مدارک و آمار و ارقام های وزارت امور خارجه و کنگره آمریکا از بودجه های صدها میلیون دلاری این کشور به خاص از سال ۲۰۰۶ میلادی با نشانه براندازی نظام جمهوری اسلامی کشور عزیزمان ایران خبر داد و اعلام کرد تمرکز روی استفاده از انواع رسانه ها و نیز خوب جلوه دادن رژیم سلطنتی و رژیم مخلوع شاه و نفوذ در میان خانواده ها و به خاص جوانان و دور کردن آنان از ارزشهای انقلاب اسلامی از محورهایی است که آمریکا جهت تحقق اهداف خود به به آنها تمرکز پیدا کرده است.
به گزارش ایسنا، مینت پرس این را هم نوشت که دولت دونالد ترامپ مدیر جمهور آمریکا فقط از وقت روی کار آمدن در داخل کشور عزیزمان ایران بیش از یک میلیون دلار جهت ایجاد اغتشاشات هزینه کرده است.

پایگاه اینترنتی مینت پرس در گزارشی نوشت وزارت امور خارجه آمریکا تاکنون بیش از یک میلیون دلار صرف سوء استفاده از ناآرامی ها در کشور عزیزمان ایران کرده است.

گزارش مینت پرس از اسناد کنگره راجع به هزینه‌های صدها میلیون دلاری آمریکا علیه کشور عزیزمان ایران

در این گزارش به قلم نافیز احمد آمده است: در آخر سال ۲۰۱۷ میلادی، ده ها شهر در سراسر کشور عزیزمان ایران از جمله پایتخت کشور عزیزمان ایران – پایتخت ایران- شاهد برگزاری اعتراضات خودجوشی بود که در سال تازه (میلادی) هم ادامه یافت. این اعتراضات نگاهها را به وخامت شرایط اقتصادی این کشور و همچنین پیشینه نقض شدید حقوق بشر از سوی رژیم کشور عزیزمان ایران جلب کرد.

این اعتراضات همچنین موجب شد دونالد ترامپ مدیر جمهور آمریکا در روز دوازدهم ماه ژانویه اعلام کند این «آخرین باری» خواهد بود که بر اساس توافق هسته ای، تعلیق تحریم های هسته ای آمریکا را تمدید می کند و اگر «نقص های فاجعه بار» این توافق بر طرف نشود، واشنگتن از آن کنار خواهد کشید.

یک پایگاه اینترنتی خبری آمریکایی با استناد به مدارک و آمار و ارقام‌های وزارت امور خارجه و کنگره آمریکا از بودجه‌های صدها میلیون دلاری این کشور به خاص از سال ۲۰۰

شماری از اسناد رسمی که اخیرا منتشر شد – از گزارش تحقیقات کنگره گرفته تا گزارش های مربوط به کمک های خارجی آمریکا- باعث ایجاد بینشی راجع به رویکرد دولت ترامپ شده است هست. این اسناد نشان دهنده استمرار منافع آمریکا در ایجاد تغییرات سیاسی قابل توجه در کشور عزیزمان ایران و قرار دادن این کشور در مدار منافع آمریکا هست. این روند مشمول بر احتمال بهره برداری از ناآرامی های سیاسی و دیگر بحران ها – از جمله بحران وخیم آب- جهت برگرداندن رویکرد افکار عمومی علیه رژیم می شود.

ناآرامی در کشور عزیزمان ایران اکثرا نشأت گرفته از هم گرایی بحران های اکولوژیکی، انرژی و اقتصادی می شد.

وزارت امور خارجه آمریکا در پی بهره برداری از این بحران ها به منظور تضعیف مشروعیت رژیم از طریق تأمین مالی گروه های مخالف و همچنین پخش برنامه های ضد رژیم به بهای اختصاص” ده ها میلیون دلار “در سال است.

گزارش مینت پرس از اسناد کنگره راجع به هزینه‌های صدها میلیون دلاری آمریکا علیه کشور عزیزمان ایران

برای مثال، یکی از اسناد مربوط به تأمین مالی وزارت امور خارجه آمریکا به طرحی اشاره دارد که از بحران فزاینده مرتبط با آب در کشور عزیزمان ایران جهت شدت یافتن خشم عمومی علیه «سوء مدیریت» رژیم استفاده می کند.

اسناد دولت آمریکا نشان می دهد که از سال ۲۰۱۶ تا به امروز، دولت ترامپ دست کم بیش از یک میلیون دلار جهت تأمین مالی فعالیت های ضد رژیم در داخل کشور عزیزمان ایران هزینه کرده است.

یک پایگاه اینترنتی خبری آمریکایی با استناد به مدارک و آمار و ارقام‌های وزارت امور خارجه و کنگره آمریکا از بودجه‌های صدها میلیون دلاری این کشور به خاص از سال ۲۰۰

این سیاست جدیدی نیست. ولی از ۲۰۰۶، دولت های پی در پی در آمریکا ده ها میلیون دلار در سال جهت تلاش ها در زمینه «اشاعه دموکراسی» در کشور عزیزمان ایران هزینه کردند و این کارها را جهت پیشبرد نشانه دیرینه «تغییر رژیم» در این کشور انجام دادند.

بیشتر برنامه های تلویزیونی که از سوی وزارت امور خارجه آمریکا تأمین مالی شدند بر تمجید از حکومت شاه در کشور عزیزمان ایران متمرکز شده است اند، دیکتاتور تحت حمایت آمریکا و انگلیس که در پی انقلاب سال هزار و نهصد و هفتاد و نه سرنگون شد. به نظر می رسد این تبلیغات مؤثر واقع شده است اند و شمار زیادی از افرادی که در اعتراضات اخیر شرکت کرده بودند، خواستار بازگشت رضا پهلوی – پسر در تبعید شاه- به قدرت در کشور عزیزمان ایران شدند.

گزارش مینت پرس از اسناد کنگره راجع به هزینه‌های صدها میلیون دلاری آمریکا علیه کشور عزیزمان ایران

دو سند کنگره آمریکا که اوایل سال گذشته منتشر شد، و یک سند که درست دو ماه قبل از شروع اعتراضات منتشر شد، باعث ایجاد بینشی در ارتباط با سیاست دولت ترامپ راجع به شدت یافتن اوضاع در کشور عزیزمان ایران می شود. این اسناد در واقع گزارش های تحقیقاتی هستند که کنت کاتز من تحلیل گر سابق سیا و متخصص در امور ایران، عراق و کشورهای حاشیه خلیج (فارس) آن را تدوین و مرکز تحقیقات کنگره آنها را منتشر کرد.

یک سند با نام «سیاست های خارجی و دفاعی ایران» که تاریخ آن مربوط به ششم فوریه سال ۲۰۱۷ هست، توضیح می دهد که چگونه سخنان مقامات دولت (آمریکا) جهت دادن «هشدار رسمی» به کشور عزیزمان ایران می تواند نشان دهنده این عنوان باشد که «دولت تازه آمریکا ممکن است قوانین آمریکا را در زمیه تعامل عوض کردن دهد تا این قوانین مشمول بر استفاده از نیروی مهلک در رویدادهای آینده شوند.»

بر اساس این سند، تصمیم دولت (آمریکا) جهت «دست کم حفظ – اگر نگوییم افزایش- روابط دفاعی با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس » می تواند «برای تلاش های آمریکا به منظور مقابله با کشور عزیزمان ایران حیاتی باشد.» بر اساس این سند، «دولت ترامپ به ماهیت قبلی کشور عزیزمان ایران به عنوان دشمنی باز گشته است که فعالیت های بدخواهانه اش و آزمایشات موشکی بالستیکش باید با تصویر العمل آمریکا مواجه شود.»

این سند هشدار می دهد شدت یافتن فشارهای غیر مستقیم آمریکا بر کشور عزیزمان ایران می تواند به فروپاشی زودهنگام توافق هسته ای موسوم به برنامه جامع اقدام یکسان (برجام) شود. در این سند آمده است: «اقدام نظامی جهت مقابله با حمایت کشور عزیزمان ایران از حوثی ها (جنبش انصارالله) یا علیه کشتی های کشور عزیزمان ایران در خلیج (فارس) می تواند به الگوی شدت یافتن تنش هایی منجر شود که این امر به نوبه خود می تواند باعث فروپاشی برجام شود.»

این سند همچنین بر احتمال شدت یافتن فعالیت های نظامی تحت رهبری رژیم های حاشیه خلیج (فارس) جهت مقابله با کشور عزیزمان ایران تأکید می کند. در این سند آمده است: «عواملی که می تواند باعث ایجاد عوض کردن در سیاست خارجی کشور عزیزمان ایران شوند می توانند مشمول بر توسعه یا نهادینه کردن ائتلاف تحت رهبری عربستان سعودی – متشکل از کشورهای عرب سنی- شود که ممکن است در شکست دادن جنبش ها و دولت های تحت حمایت کشور عزیزمان ایران با موفقیت همراه شود.»

یک سند دیگر کنگره به قلم کاتزمن با عنوان «ایران: سیاست، حقوق بشر، و سیاست آمریکا» است که تاریخ آن مربوط به هفدهم فوریه سال ۲۰۱۷ هست. این سند ارائه کننده جزییات بیشتری در ارتباط با تلاش های دولت ترامپ جهت شدت یافتن فشارها بر کشور عزیزمان ایران است.

در این سند تحت عنوان «گزینه های نظامی»، خاطرنشان شده است است مدیر جمهور ترامپ همانند اوباما «گزینه های احتمالی نظامی را علیه ایران» بر روز میز نگه داشته هست، ولی به صورت قابل توجهی به این گزینه نزدیک شده است است.

در این سند آمده است: «دولت ترامپ موضع خود را در این باره اعلام نکرده است که آیا در پی عوض کردن رژیم کشور عزیزمان ایران خواهد بود یا خیر، ولی اعلام ماهیت کشور عزیزمان ایران به عنوان دشمن آمریکا می تواند نشان دهنده این عنوان باشد که دولت (آمریکا) ممکن است از تلاش ها جهت سرنگونی رژیم کشور عزیزمان ایران حمایت کند، اگر که وقت هایی جهت این کار وجود داشته باشد.»

در این گزارش همچنین تصریح شده است است در حالی که دولت آمریکا هنوز برنامه عوض کردن رژیم کامل را دنبال نکرده هست، ولی اعمال فشار جهت جنبش به ایجاد تغییرات داخلی سیاسی از سوی دولت ایران، از طریق برنامه های اشاعه دموکراسی در حال اعمال شدن است.

در این سند آمده است بر اساس قانون کنگره، مسئولیت تأمین مالی برنامه «اشاعه دموکراسی در کشور عزیزمان ایران از طریق اداره امور دموکراسی، حقوق بشر و کار و همچنین اداره امور خاور نزدیک در شراکت با آژانس توسعه آمریکا پذیرفته شده است هست. از بعضی از این وجوه جهت مبادلات فرهنگی، دیپلماسی عمومی و پخش برنامه جهت کشور عزیزمان ایران استفاده شده است هست. »

بر اساس اسناد کنگره، برنامه های دولت آمریکا جهت «اشاعه دموکراسی» در کشور عزیزمان ایران به شدت بر نفوذ از طریق اطلاعات متمرکز شده است است.

این طرح ها مشمول بر «خدمات پخش تلویزیونی آمریکا خاص کشور عزیزمان ایران از قبیل رادیو فردا – که تحت عنوان رادیو اروپای آزادی در سال ۲۰۰۲ شروع شد- در شراکت با صدای آمریکا دمی شود.»

رادیو فردا که مقر آن در پراگ است بیست و چهار ساعته اقدام به پخش برنامه می کند و پنجاه و نه کارمند بیست و چهار ساعته دارد. بودجه این رادیو تقریبا یازده میلیون دلار در سال هست. این اسناد این عنوان را رد می کند که دولت آمریکا به شبکه های در تبعید ایرانی کمک می کند.

سخنان مقامات صدای آمریکا تأیید کننده این عنوان است که بودجه بخش فارسی آن «حدود بیست میلیون دلار در سال است.» این بخش مشمول بر اینترنت، پخش یک ساعت برنامه رادیویی در روز و شش ساعت پخش مجدد برنامه های تلویزیونی در روز می شود.

در ماه اوت سال ۲۰۱۴، مقامات صدای آمریکا به بخش خدمات تحقیقاتی کنگره گفتند که یک تلاش گسترده تر جهت نزدیک شدن به «جوانان و ایرانی های تحصیل کرده و ضد رژیم انجام گرفته هست، افرادی که در پی یافتن نشانه هایی از حمایت های رسمی آمریکا هستند. در حال حاضر در هر هفته از هر چهار بزرگسال ایرانی یک نفر برنامه های شبکه فارسی صدای آمریکا را دنبال می کند.

تلاش جهت شروع یک «قیام»

این سند همچنین تأیید می کند برنامه های وزارت امور خارجه آمریکا در زمینه «اشاعه دموکراسی» در کشور عزیزمان ایران از سال ۲۰۰۶ زیاد کردن یافته است و مشمول بر تلاش جهت زیاد کردن «حضور دیپلمات های فارسی زبان آمریکایی در اماکن دیپلماتیکی در ارتباط با کشور عزیزمان ایران تا تسهیل همکاری ایرانی ها جهت شرکت در برنامه های مرتبط با اشاعه دموکراسی در آمریکا» می شود.

اوایل آن سال، وزارت امور خارجه آمریکا دفتر خود را در امور کشور عزیزمان ایران تأسیس کرد تا بتواند گروه هایی را تأمین مالی کند که می توانستند به جناح های مخالف در داخل کشور عزیزمان ایران کمک کنند. بر اساس سند تازه کنگره، این دفتر «گفته می شود در تماس ها با گروه های در تبعید مستقر در آمریکا دخیل است.»

در یک سند سوم کنگره که کاتزمن آن را تدوین کرده و در نوامبر سال ۲۰۱۷ منتشر شد، آمده است «عوامل داخلی ایرانی می توانند باعث عوض کردن سیاست خارجی کشور عزیزمان ایران شوند.» در این گزارش آمده است این عوامل مشمول بر این عنوان می شود :«قیام در کشور عزیزمان ایران یا رویدادی دیگر که باعث عوض کردن رژیم شود می تواند به تسریع در تغییرات سیاسی بیانجامد که یا از منافع آمریکا حمایت می کند یا در تضاد با سیاست های آمریکا باشد. کنار رفتن ناگهانی رهبر معظم می تواند باعث عوض کردن شدید سیاست خارجی کشور عزیزمان ایران شود و این روند به رویکردهای جانشین او بستگی دارد.»

علاوه بر ده ها میلیون دلاری که در سال صرف حمایت از عملیات تأثیر گذاری اطلاعاتی از طریق بعضی از این رسانه ها و شبکه های تلویزیونی متفاوت می شود، اسناد مربوط به تأمین مالی دولت آمریکا باعث ارائه اطلاعات زیاد در ارتباط با تأمین مالی تلاش ها جهت «اشاعه دموکراسی» طی سال های اخیر می شود.

اسناد آژانس توسعه آمریکا و همچنین وزارت امور خارجه آمریکا نشان می دهد که دولت ترامپ از سال ۲۰۱۶ تا سال ۲۰۱۷، یک میلیون و صد و چهل و شش هزار و صد و نود و شش دلار (۱/۱۴۶/۱۹۶)به نهادهای غیر دولتی مخالف در کشور عزیزمان ایران تخصیص داده شده است داده هست. این وجوه از سوی وزارت امور خارجه آمریکا و از طریق «مؤسسه ملی دموکراسی» (ان ایی دی) به این نهادها تخصیص داده شده است یافتند. ارقام کامل مربوط به سال ۲۰۱۷ هنوز در دسترس نیست.

این رقم به صورت قابل توجهی فراتر از رقمی است که گفته می شود بازیگران مرتبط با روسیه در مجموع به توئیتر، شبکۀ اجتماعی فیس بوک و گوگل جهت تأثیر گذاری بر انتخابات در آمریکا پرداخته اند که مشمول بر چهارصد و چهل و هفت هزار و یکصد (۴۴۷۱۰۰)دلار می شود.

مؤسسه ملی دموکراسی نهادی غیر دولتی است که از سوی کنگره آمریکا و از طریق وزارت امور خارجه آمریکا تأمین مالی می شود. این مؤسسه در سال هزار و نهصد و هشتاد و سه (۱۹۸۳میلادی) و در اصل جهت حمایت از جمبش های سیاسی خارجی ضد شوروی تأسیس شد.

اسناد غیر محرمانه انتشار یافته از سوی کتابخانه ریاست جمهوری ریگان تأیید می کنند که ویلیام کیسی مدیر وقت سیا نقشی پیشرو در تأسیس مؤسسه ملی دموکراسی ایفا کرد و آن را راهی جهت ارائه پوشش مشروع جهت تأمین مالی گروه هایی می دانست که می توانند باعث تضعیف دولت های خارجی شوند که مخالف منافع آمریکا هستند.

تا ژانویه سال ۲۰۱۷، مؤسسه ملی دموکراسی تحت ریاست جودی شلتون قرار داشت که طی کارزار انتخاباتی ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ در آمریکا در تیم مشاوران اقتصادی ترامپ حضور داشت.

به باعث آن که اکثر این طرح ها در کشور عزیزمان ایران تأمین مالی می شوند، نام مؤسسه های غیر دولتی دریافت کننده این حمایت ها فاش نشده است.

تأمین مالی برنامه های «اشاعه دموکراسی» دولت ترامپ بی وقفه همان سیاستی را دنبال می کند که از سوی دولت های پی در پی دموکرات و جمهوری خواه پیگیری می شد. دولت اوباما طی سال های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۵، یک میلیون و هشتصد و دو هزار و پانصد و سی و هفت دلار (۱/۸۲۰/۵۳۷) جهت این کار هزینه کرد.

بهره برداری از شهروندان مخالف:

اسناد مؤسسه ملی دموکراسی نشان می دهد که وجوه وزارت امور خارجه آمریکا به طرح های مرتبط با شماری از گروه های ایرانی تخصیص داده شده است یافته است.

در یک سند آمده است مأموریت این مؤسسه «تعامل با روشنفکران ایرانی در گفتگوهای عمومی در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی یک کشور عزیزمان ایران دموکراتیک هست. یک سند دیگر به نهادینه شدن فعالیت های مرتبط با حقوق بشر به منظور «بهبود ارتباطات و دسترسی اطلاعات جهت فعالان ایرانی» اشاره می کند.

در این سند آمده است نشانه ما توسعه و اصلاح شبکه ای از «حقوق دانانی در کشور عزیزمان ایران است که دموکراتیک فکر می کنند.» در یک طرح دیگر آمده است که نشانه آن «ترغیب شهروندان به تحت فشار قرار دادن به منظور شفافیت و پاسخ گویی زیاد است» و در یک سند دیگر هم آمده است که دریافت کنندگان این «کمک» در کشور عزیزمان ایران «سبب ظرفیت سازی شهروندان ایرانی جهت نظارت بر انجام فرآیندهای سیاسی در سطح جامعه از طریق یک برنامه آموزشی متمرکز می شود.»

برای مثال، یک طرح مؤسسه ملی دموکراسی که در سال ۲۰۱۶ از سوی وزارت امور خارجه آمریکا تأمین مالی شد، در پی بهره برداری از شدت یافتن بحران آب جهت زیاد کردن خصومت ها علیه دولت هست. بر اساس گزارش مؤسسه ملی دموکراسی نشانه این طرح «مشارکت دادن مردم در ابتکار عمل هایی است که نشانه از آن آخر دادن به سوء مدیریت گسترده آب از سوی مقامات ملی و محلی هست. فعالیت در این طرح ها باعث زیاد کردن آگاهی جامعه مدنی و افکار عمومی در ارتباط با نقشی می شود که سوء مدیریت مقامات در زمینه آب در ایجاد خشکسالی کنونی در کشور عزیزمان ایران ایفا می کند. این روند همچنین باعث بکار گیری تلاش جهت مطرح کردن این عنوان در فضای سیاسی عمومی می شود.»

دستگاه سیاست خارجی آمریکا از نزدیک تأثیر بحران آب در کشور عزیزمان ایران را طی چند سال گذشته زیر نظر داشته هست. جهت مثال، در مقاله اخیر نشریه ساینتیفیک آمریکن آمده است که مطالعات و بررسی های کارشناسان ارشد سیاسی آمریکا از شورای آتلانتیک و مؤسسه بروکینگز تأثیر قابل توجهی بر مسیر سیاست خارجی آمریکا در سطح بلندپایه داشته است.

تحلیل گران در گفتگو با ساینتیفیک امریکن اعلام کردند در حالی که عوامل مستقیم دخیل در ورای اعتراضات مشمول بر پایین بودن دستمزدها، بی اعتمادی فزاینده به مقامات سیاسی و فروپاشی مؤسسات مالی (که زیاد این پرسشها به باعث تحریم های کنونی تحت حمایت آمریکا بوده است) می شد ولی محرک زیربنایی حتی مشمول بر تأثیر تغییرات آب و هوایی نیز می شد.

ایران از دهه هزار و نهصد و نود (۱۹۹۰) تناوب شدت یافتن خشکسالی های شدید را تجربه کرده هست، که به صورت فزاینده ای از تغییرات آب و هوایی نشأت می گیرند ولی این عوامل به باعث سوء مدیریت عنوان آب از سوی مقامات شدت یافتن شدند. این عنوان بر تولیدات کشاورزی و شرایط زندگی کشاورزان تأثیر گذاشت و باعث زیاد کردن قیمت تقریبا بالای بدون کار در میان افراد جوانان شد، حتی با آن که دولت در تصویر العمل به پرسشها فزاینده اقتصادی، یارانه ها را کم کردن داد. آینده نگری می شود خشکسالی در کشور عزیزمان ایران به باعث تغییرات آب و هوایی شدت یافتن شود.

در همین حال، بر اساس بودجه تازه کشور عزیزمان ایران قرار است قیمت سوخت تا پنجاه درصد زیاد کردن داشته باشد، یارانه سی میلیون ایرانی قطع خواهد شد و این در حالی است که حمایت از نهادهای مذهبی و روحانیت زیاد کردن خواهد یافت. به عبارت دیگر، تغییرات آب و هوایی در حال وخامت مسیر اقتصادی تقریبا بی ثبات (ایران) است.

این اسناد کنگره و وزارت امور خارجه آمریکا شواهدی واضح در ارتباط با تلاش های کنونی آمریکا جهت بهره برداری از پرسشها داخلی کشور عزیزمان ایران به منظور تضعیف رژیم از داخل ارائه می کنند.

استفاده از حقوق بشر جهت پیشبرد حکومت سلطنتی:

در حالی که دولت آمریکا به طور منظم از پیشینه بسیار بد حقوق بشری کشور عزیزمان ایران به عنوان مبنایی جهت توجیه تلاش های ضد رژیم خود استفاده می کند، هم پیمانی اش با رژیم های سرکوبگر در حاشیه خلیج (فارس) همانند عربستان سعودی – به نام منزوی و تصعیف کردن رژیم ایران- باعث بی اعتبار شدن این ایده می شود که سیاست آمریکا در اصل از ملاحظات بشردوستانه یا داخلی نشأت می گیرد.

منافع دیرینه آمریکا در کشور عزیزمان ایران صراحتا در تحقیقات مربوط به سال هزار و نهصد و هفتاد و هفت(۱۹۷۷میلادی) ذکر شده است است که مؤسسه مطالعات راهبردی کالج جنگ ارتش آمریکا آن را منتشر کرد. این تحقیق به وسیله دکتر رابرت قباد ایرانی تحلیل گر وقت مؤسسه مطالعات راهبردی کالج جنگ ارتش آمریکا که متخصص امور کشور عزیزمان ایران بود، تدوین شده است است.

در این گزارش آمده است: «در زمینه جمعیت، منابع، قلمرو و قدرت احتمالی، کشور عزیزمان ایران و عربستان سعودی همچنان در کانون قدرت در منطقه خلیج فارس قرار دارند و واضح است که کشور عزیزمان ایران در موضعی پیشرو قرار دارد.

اهمیت اساسی مرتبط با کشور عزیزمان ایران و عربستان سعودی در ذخایر عظیم نفتی آنها و تولید نفت گسترده آنها نهفته هست. منطقه خلیج (فارس) تقریبا هفتاد (۷۰)درصد از ذخایر نفتی بخش غربی دنیا را در خود جای داده است و در حال حاضر حدود سی درصد از نفت هر سال بخش غربی دنیا را تأمین می کند. تولید کنندگان مهم مشمول بر کشور عزیزمان ایران و عربستان سعودی می شود.»

در این گزارش بر لزوم حمایت آمریکا از نوع خاصی از رهبری تحت حمایت آمریکا تأکید شده است هست. در این گزارش آمده است: «آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی باید درک خود را از تغییرات سریع و پیچیده اصلاح بخشند که منطقه خلیج (فارس) در حال رخ دادن هست. آنها باید به طور دو جانبه با ترغیب رهبرانی میانه رو، عمل گرا و روشن بین در این منطقه موافقت کنند.»

مینت پرس نوشت در این گزارش از سرنگونی محمد مصدق نخست وزیر منتخب و دموکراتیک کشور عزیزمان ایران استقبال و از این عنوان اظهار تأسف شده است است که دولت او بر روند «ملی کردن شرکت نفت کشور عزیزمان ایران و انگلیس» نظارت کرده هست. در این گزارش همچنین از «بازگشت به قدرت» شاه – که پیشتر از قدرت کنار زده شده است بود- استقبال شده است هست، روندی که گفته می شود کودتایی هماهنگ شده است بود که ام ای شش و سیا از آن حمایت کرده بودند.

بر اساس گزارش عفو بین الملل در سال هزار و نهصد و هفتاد و پنج(۱۹۷۵میلادی)، کشور عزیزمان ایران تحت حاکمیت شاه «بالاترین قیمت اعدام در دنیا را به خود تخصیص داده شده است داد و نظامی معتبر از دادگاه های غیر نظامی در این کشور وجود ندارد و پیشینه ای از شکنجه بر این کشور حاکم است که فراتر از باور است.» این یک مسئله جهت روش آمریکا محسوب نمی شد.

در سند کالج ارتش آمریکا آمده است: «تهران و ریاض، با کمک غرب، نقشی تعیین کننده در حفظ توازن قدرت – حامی سلطنت- در منطقه خلیج (فارس) ایفا خواهند کرد.» این سند می افزاید: «تا مادامی که این دو قدرت مهم منطقه ای همچنان میانه رو، حامی غرب و ضد کمونیست باقی بمانند، توازن قدرت در منطقه خلیج (فارس) نیز به نفع غرب باقی خواهد ماند.

این رویکرد آمریکا دو سال بعد و در پی انقلاب سال هزار و نهصد و هفتاد و نه به شدت عوض کردن یافت.

در بررسی های پنتاگون که در آخرهای سال ۲۰۱۷ منتشر شد، اذعان شده است است که علت واقعی خصومت آمریکا در قبال «نیروهای انقلابی» از قبیل کشور عزیزمان ایران یا کره شمالی ارتباط کمی با ترساندن جهت غرب دارد و زیاد به این عنوان مربوط می شود که آنها «نه محصول نظم معاصر هستند و نه از نظم معاصر خشنودند.»

مشکل مهم این است که آنها مانع از توسعه طلبی های آمریکا می شوند.

در این سند آمده است: «در کمترین سطح ممکن، آنها قصد دارند مانع از نفوذ نظم تحت رهبری آمریکا به حیطه نفوذ خود شوند. آنها همچنین مصمم هستند این نظم را با نظمی محلی و حاکمیتی تازه که از سوی خود آنها دیکته می شود، جایگزین کنند.»

اما میل به به سوی راه حل های غیر دموکراتیک آخر نیافته هست. در اوایل سال ۲۰۱۷، رضا پهلوی پسر شاه کشور عزیزمان ایران در شبکه صدای آمریکا و رادیو فردا حضور یافت و از ایده «تغییر صلح آمیز رژیم» از طریق اعتراض و نا فرمانی مدنی حمایت کرد.

در برنامه های این شبکه های تلویزیونی حامی غرب انتقاد کمی از سرکوب ها و بی عدالتی ها شد و در عوض آنها تمرکز خود را بر تمجید اغراق آمیز از گذشته ای با شکوه معطوف کردند.

پهلوی پیشتر با ارسال نامه ای به ترامپ به او به باعث پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا تبریک گفت.

در اعتراضات اخیر، شمار زیادی از معترضان در سراسر کشور عزیزمان ایران شعارهایی در حمایت از شاه سر دادند و خواستار بازگشت حکومت سلطنتی شدند. شعارهای آنها مشمول بر «رضا شاه در آرامش بخواب»، «با شرکت در انقلاب چه اشتباهی کردیم»، و «شاه را برگردانید»، می شد.

مسیر پیش رو:

دولت ترامپ رویکردی را در قبال کشور عزیزمان ایران اتخاذ کرده است که به نظر می رسد به منظور توجیه یک روش نظامی تر با نشانه تضعیف و در نهایت سرنگونی رژیم کنونی، طراحی شده است هست. به نظر می رسد تلاش جهت توجیه لغو توافق هسته ای کشور عزیزمان ایران عنصر مهم این روش را تشکیل می دهد.

اما این رویکرد تنها باعث شدت یافتن تنش ها، ترغیب کشور عزیزمان ایران به سرکوب ظالمانه فعالان دموکراسی در داخل و گروه های مخالف به این بهانه می شود که آنها از سوی آمریکا تأمین مالی شده است اند. این رویکرد همچنین باعث بی ثباتی یک منطقه تقریبا بی ثبات می شود و ما را به یک رویارویی هسته ای نزدیک تر می کند.

همچنان به نظر نمی رسد که دولت آمریکا از این عنوان درس گرفته باشد که دموکراسی را نمی توان از خارج تحمیل کرد.

اگر رویکرد سیاست خارجی آمریکا با تغییرات قابل توجهی همراه نشود، دیگر کشورها – با اتکا به ایده حفاظت از خود در برابر وخامت سریع شرایط امنیتی در سطح بین المللی – می توانند از روابط خود با آمریکا به عنوان یک اهرم استفاده کنند.

ایران نتوانست این عنوان را درک کند که تلاش های به شدت سخت گیرانه اش جهت سرکوب افکار عمومی و احساسات مشروع ضد رژیم در داخل تنها باعث شدت یافتن این نارضایتی ها می شود.

از سوی دیگر، کشور عزیزمان ایران همچنین نتوانست تأثیر همگرایی بحران های اقتصادی، انرژی و محیط زیستی را در داخل درک و آنها را مدیریت کند.

جنبش جامعه مدنی داخلی کشور عزیزمان ایران به نوبه خود باید از این عنوان آگاه باشد که نیروهای خارجی – که اهداف ژئوپلتیکی ارزش می تواند باعث بی ثباتی کل خاورمیانه شود – فعالانه در حال بهره برداری از مخالفت مشروع با کارها استبدادی رژیم هستند.

البته عنوان مهم این است که در حالی که دولت آمریکا به همراه بعضی از ناقضان حقوق بشر و کشورهای غیر دموکراتیک در منطقه، در حال دنبال کردن دستورالعمل های ضد ایرانی خود هست، به نظر می رسد رژیم های ترامپ و کشور عزیزمان ایران هر روز بیش از پیش به یکدیگر شبیه می شوند.

واژه های کلیدی: ایران | ایرانی | آمریکا | ایرانی | برنامه | آمریکایی | دموکراسی | دولت ایران | دولت ترامپ | دونالد ترامپ | دولت دونالد ترامپ

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs